تبليغاتX
شب اول قبر
پسرک واسه همیشه رفته زیر خاک

 

نه جدی تو فکر کردی من چیم؟؟  تو فکر کردی من کیم؟؟  آره بایدم بخندی.

 

نه فقط تو خودمم به خودم میخندم به حماقتم به نفهمیم به همه چیم میخندم.

 

نه بابا هنوز هیچ خبری نشده نه احتیاج به آفرین گفتن تو دارم که میدونم مطمئنا از روی تمسخر بوده

 

نه احتیاج به گل تو ندارم .

 

گل رو برای کسی ببر و بزار که دوستش داری و همیشه سر رو شونش میزاری البته نه یه گل نقاشی

 

برو یه دسته گل بخر به اندازه تمام خیانت ها و دروغائی که به من گفتی و براش ببر حتما خیلی خوشحال

 

میشه یادت نره حتما هم تو کافی شاپ بهش بده مطمئنم اونقدر دوستش داری که براش خیلی کارا بکنی

 

اونم همینطور مطمئنا برای دیدنت حداقل 1 ساعت وقت میزاره نمیخواد یه شب تو راه باشه که؟؟؟؟؟؟

 

فکر کردی این نوشته ها چیه؟؟؟؟

 

این نوشته ها همشون بر میگرده به خودم همه این نوشته ها  به حماقت و نفهمی من بر میگرده و

 

خیلی درک و شعور بالائی میخواد که یکی بتونه منظور نوشته هامو بفهمه که خدارو شکر دوستانم

 

و خواننده های وبلاگ اونقدر شعور دارن که منظور نوشته های منو بفهمن.

 

 

راستی یادت نره یه دسته گل زیبا حتما بخر یه دسته گل که گلهاش  دروغ و خیانت باشه .

 

خب حالا هم که داری این نوشته رو میخونی  قه قهه و با صدای بلند بخند و بزار همه صدای خندتو بشنون

 

فقط وقتی میری دسته گل رو بهش میدی فکر نکنم ساعت 5 صبح بیاد که آخه سردش میشه اون موقع بهش

 

بگو لباس خوب بپوشه!   !   !   !

 

 

خیلی دلم برای خودم تنگ شده

 

 

 

 

نفرینه من همیشه به راهته

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 23:43  توسط پسری در گورستان  | 

 

دروغگو و بیوفا تو که پر از حماقتی

 

حکمه دروغای زیاد وامونده خیانتی

 

هرچی بگم به تو کمه این حرفای دله منه

 

یه روزی رسوات میکنم تا بشناسن تو رو همه

 

شیطونه بدبختو بگو تو کفه تو مونده و بس

 

باید که لنگو بندازه بره تو کنجه یک قفس

 

فریبکاره بی مرام آئین پستی و گناه

 

ذاتت خبیثه و خراب بسکه کریهی و سیاه

 

حتی  لیاقت نداری که فکر کنم تو کی بودی

 

فقط میخوام جون بکنی مهم نبود که چی بودی

 

 

  

 

نفرینه من همیشه به راهته

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 10:34  توسط پسری در گورستان  | 

 

 

ارزش اینم نداری که واست ترانه گفتم

 

نفرینم واست زیاده اینجوری با ید میگفتم

 

 

شنیدم گفتی که بی تو من یه شعر نا تمومم؟

 

خیلی تند رفتی عروسک من هنوز خیلی جوووووونم

 

هی بهت گفتم دروغات یه روزی رو میشه  آخر

 

ولی از رو که  نرفتی گفتی پاکی مثل مادر

 

اشکائی که تو میریختی من خیال کردم رفیقی

 

نگو این اشکا فریبن تو رفیقه نا رفیقی

 

تو رفیقه نا رفیقی

 

حیفه اون همه صداقت حیفه واژه خیانت

 

حیفه اون دلی که دادم دست تو واسه امانت

 

التماستم میبینم که میخوای بیای تو پیشم

 

برو که راهی نمونده من دیگه خامت نمیشم

 

اون روزا که من میمردم با اشاره هات عزیزم

 

مثه من چند تارو داشتی که واست ادا بریزن؟؟

 

واژه ها که کم میارن گل نفرت و بکارن

 

سرتو بالا بگبر و بگو  باغبون ندارن

 

یه نگاه به اون چشات کن پر از هرکی رسیده

 

میدونی دلم میسوزه هر کی از تو گلی چیده

 

برو که دیگه نمیخوام حتی یه لحظه تو باشی

 

الهی نتونی هیچ وقت از غم و غصه رها شی

 

 

 

 

 

 

نفرینه من همیشه به راهته

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 21:45  توسط پسری در گورستان  |