تبليغاتX
شب اول قبر
پسرک واسه همیشه رفته زیر خاک

 

 

کی میشه روز عذابتو با چشمام ببینم

 

اگه رفتنی باشم میکشمتو میمیرم

 

این روزا عروسیته جهنمت مونده حالا

 

درسی بهت میدم دیگه طرف نشی با دل ما

 

به مردنت راضی میشی اگه دیوونت بکنم

 

ببین حالا چه جور میخوام خار و ویرونت بکنم

 

روزی به پام میفتی و بهت میگم زجه بزن

 

به گریه هات میخندم و میشی تو سرگرمیه من

 

ادا در نیار واسم عمری سیاهه تو بودم

 

عشقت مثل بلا شده خاری شدی توی  چشمم

 

خاری شدی توی چشمم

 

 

 

 

نفرینه من همیشه به راهته

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 1:58  توسط پسری در گورستان  | 

 

 

یه روز دلو دادم بهت امروز میخوام پس بگیرم

 

دیگه نمیخوام دروغی بهم بگی دوست دارم

 

نفهمیدم که چشم تو به من خیانت میکنه

 

دلت پیشه غریبه ای ازم حکایت میکنه

 

حیف از هیه اشکائی که ریخته شدن به پای تو

 

این دفعه من میخوام برم از این قفس به جای تو

 

من میرم بسه دیگه طاقت موندن ندارم

 

توی این همه دروغ حس واسه موندن ندارم

 

بزرگترین گناهه من باور عشقت بود و بس

 

این آخرین اشکائی بود که ریخته شد تو این قفس

 

نگو که گناهی نداری گناهه تو خیانته

 

جای تو جهنمه

 

 

 

نفرینه من همیشه به راهته

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 2:9  توسط پسری در گورستان  | 

بی من برو یه لحظه  نمیخوام تو رو

 

دیگه تموم شد همه چی بین من و تو

 

یاد عهدی که بستی:

 

چطور میخوای منو فراموش کنی (خیلی ساده)

 

چطور میخوای شمع خاطراتو خاموش کنی (خیلی ساده تر)

 

بهت گفتم دوست دارم بهم گفتی حسی بهت ندارم

 

برو بیرون از زندگیم از نگات بیزارم

 

برو دیگه میخوام تموم شی تو چشام مثه یه جغد کور شی

 

دوست داشتم ولی ازم گذشتی

 

 

حالا برو ببین کی دوست داره

 

همه چیزشو به پات میزاره

 

 

اونم شبا برات بیداره؟؟؟؟

 

ماه و ستاره ها رو تو شبت میاره؟؟؟

 

به راهت ادامه بده به دلت بد راه نده

ببینم اصلا تو این مدت دلت تنگ شده

 

میدونم نشده !!

 

بسه غصه بسه گریه زاری بسه این همه شب و روز بیقراری

نمیخوام تو رو مهم نیست کجائی بعد این همه وقت سر نوشتم شد جدائی

 

من خیلی دوست داشتم و منو شکستی

 

رفتی رو بوم دیگری نشستی(خیانت)

 

 

از اولم نباید میشدم حیرونت تو لیلی قصه ها من مجنونت

 

 

بهم کردی خیانت لعنت به تو

 

داشتیم کلی حکایت لعنت به تو

 

 

وقتی ندیدی دلم شده تنگ تو  هر بار پیشم عوض می کردی رنگتو

 

دل شیشه ای مو شکست دل سنگ تو

 

یه روز با یه عشق دیگه میام جنگ تو

 

 

ببینم یار جدید چقدر دوست داره؟؟؟

 

 

اونم میتونه چشمک ستاره بیاره؟؟؟

 

 

تنهام گذاشتی فکر کردی کارم تمومه

 

ببین این لحظه ها که بات بودم حرومه

 

 

ایستادم جلو مشکلات مثه صخره

 

 

طاقت دیدن نداری نکنه که سخته؟

 

 

 

 

نفرینه من همیشه به راهته

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 4:47  توسط پسری در گورستان  |