|
پسرک واسه همیشه رفته زیر خاک
|
کاش از اول میدونستم واسه من موندنی نیستی
یادته موقعه رفتن از ته دل میخندیدی
دل تو پر از دروغه واست از جونم گذشتم
حرمتو شکستی رفتی هنوزم غریبه نیستی
کاش از اول میدونستم که تو هم تنهام میزاری
تو بودی بودو نبودم اما نه ! دوستم نداشتی
الهی که یه آب خوش از تو گلوت پائیت نره
الهی توی زندگیت بیفته صدهزار گره
الهی چشمای سیات وفا از هیچ کس نبینه
نفرین و لعنتت کنن لیاقت تو همینه
لیاقت تو همینه
چشای خیسو به راهت بگو دوختم یا ندوختم؟؟؟
عمری تو زخم زبونا بگو سوختم یا نسوختم؟؟؟
الهی تنهات بزارن الهی در به در بشی
الهی آتیش بگیره بسوزه خاکستر بشه
میدونی فرقی نداره واسم بود و نبود تو ؟؟؟
الهی آتیش بگیره تموم تار و پود تو
لیاقت تو همینه
توضیح:
البته کسانی که دروغ میگن کسانی که خیانت میکنن ارزششون
خیلی کمتر از نوشته هاست.
دروغه
دروغه دروغه
دروغه دروغه
دروغه
دیگه عمر عشقه تو تو قلب من تمومه
حتی یه لحظه با تو حرومه خیلی حرومه
دیگه برق نگاهت سرد و بی فروغه
دیگه قصه عشقت یه افسانست یه دروغه
دروغه مخمله احساست دروغه لحن التماست
دروغه هرچی لبات میگه چشمات اونم یک دروغه دیگه
کاشکی همسفر غم شی بری هم سفره ماتم شی
زیر بار بدی خم شی کاشکی بری یه ذره
آدم شی
نمیخوام دیگه چشمام چشماتو ببینه
از دیدنت انگار کوه غم تو دلم میشینه
برو میبخشمت ولی یادم نمیره
رفتی یا یکی دیگه آخه دلم بدجوری میگیره
خاطره هاتو نمیخوام پیش کش اون قلب سیات
دروغاتو قاب کن بزار تو طاقچه تنهائیات
حیفه تموم لحظه هام که سر شدن به پای تو
حیفه گلای عشقی که پر پر شدن به پای تو
دروغگو


نام: علی
شغل: فوتبالیست
آخرین باری که خندیدم به خودم خندیدم اونم همین الانه که دارم مینویسم و یادم میاد
1385
هر چی فکر میکنم میبینم نقطه روشنی تو سال 85 پیدا نمیکنم تو زندگیم.
یادمه 29/02/85 بود سر تمرین بودم پدرم اومد دنبالم گفت پدر بزرگت حالش بده تو بیمارستانه
منم با همون لباس تمرین سوار ماشین شدمو رفتم بیمارستان.حالش اصلا خوب نبود و بلاخره
31/02/85 بهترین کسی رو که میشناختم از دست دادم.بعد از اون بود که یه هفته مرخصی
گرفتمو تمرین نرفتم.بعد از این ماجرا 3 تا از دوستای خوبمو توی سانحه تصادف از دست دادم.
تقریبا خرداد ماه بود به یه تیم لیگ برتری رفتم.اون موقع مربی تیم تازه از آلمان اومده بود و
عصر بعد از تمرین ما قراردادمون تنظیم شد و فردا صبحش پس از ثبت شدن در هیئت فوتبال
اون استان تمرینات به طور رسمی آغاز شد.انگیزم خیلی بالا بود چون با مربی که آرزوی
کار کردن با اون رو داشتم همکاری میکردم.تقریبا از قبلش با یه نفر آشنا شده بودم و زیاد
نمیشناختمش.تیم میخواست بره اردوی خارج از کشور و یک هفته به بچه ها مهلت انجام دادن
کاراشون رو دادن.2 روز قبل از پرواز تیم تو یه تمرین مینکس پای چپم کش اومد.
بد بختیا از اینجا به بعد شروع شد.تیم رفت و من موندم و شروع کردم به فیزیوتراپی کردن.
تو این فاصله به شهرمون برگشتم خانوادمو دیدمو دو باره برگشتم.تیم اومد خیلیم آماده بود
اما من روز به روز وضعیتم بدتر شد.دکتر تیم بهم گفت اگه عمل روی پات جواب نده فوتبالت
همینجا تمامه.. بعد از یه سری کش و قوس برای اینکه
خیلی عقب نمونم دوباره فیزیو تراپی کردم.حتی راه هم نرفتم.البته تو این مدت با همون شخصی که
بهتون گفتم کم و بیش ارتباط داشتم. موندن تو اون شهر و تو هتل خیلی برام سخت شده بود.
البته ناگفته نماند هیچ وقت محبتهای مدیریت تیم مربی و بچه های تیم رو فراموش نمیکنم.
در طول مدت مصدومیت تمام هزینه ها + بیش از نیمی از پیش قراردادمو پرداخت کردن.
سر انجام 6 یا 7 ماه باید استراحت مطلق میکردم. بعد از اون ننشستم و تمریناتم زیر نظر یکی
از بهترین آسیب شناس ها و بدنسازای کشور آغاز شد.خیلی انگیزه داشتم.البته شهر خود ما
یکی از مطرح ترین تیمای ایران رو داره که چند بار پیشنهاد کردن اما بخاطر پدرم قبول نکردم.
گذشت و گذشت تا بلاخره به تیم شهر خودمون رفتم و به خاطر قولائی که بهم دادن یه
3ساله با این تیم بستم.خدارو شکر از نظر مالی هیچ مشکلی نداشتم و تمریناتم با تیم شروع
شد.تیم در روز 1 جلسه تمرین میکرد ولی من خودم در روز کلا 3 جلسه تمرین میکردم..
ابتدای فصل با توجه به اطلاعات غلطی که از من به مربی خارجی و تمرین دهنده تیم دادن
گفت تو اصلا آماده نیستی و داری کم کاری میکنی.از اینجا اختلافات شروع شد و دیگه تمرین
نرفتم.به خاطر یکی از بهترین دوستام باز هم میخواستم از خونه دور بشم که نزدیک شهری
باشم که اون شخص بود که حد اقل هفته ای یه بار برم ببینمش.البته بعد مسافت زیاد بود
اما گفتم اشکال نداره ارزششو داره. برای صحبت با تیم بعدی به اون شهر رفتم البته نا گفته نماند
تو مدتی که توی اون شهر بودم یه بار کیلومترها رفتمو دیدمش.
بچه ها یه وقت فکر بد نکنید من تو شهر خودمون هم خیلی از کارارو میتونستم بکنم حتی
پدر من 2 بار تلفن منزلمون رو از مزاحمتهای تلفنی عوض کرد . بگذریم
خلاصه برگشتمو تو همون شهر یه تمرین با تیم کردمو مربی تیم که اتفاقا کروات هم هست
تائید کرد و گفتن رضایتنامتو میگیریم.
بد شانسی بدتر اینکه تو تمرین فردا تاندوم مچ پای چپم دچار کشیدگی شد و همه چی به
تعویق افتاد.من نمیدونم خدا چرا این همه بدشانسی رو واسه من گذاشته بود.فقط مال من
بود دیگه یه شرایطی پیش اومده بود که بعضی وقتا کفر میگفتم.
سال 85 هم تمام شد آخرش رسید اما بازم بهترین دوستم . کسی که خیلی دوستش داشتمو
از دست دادم.همیشه میگفتم خدا کنه سال 85 بد تمام نشه اما شد. یکی دیگرو از دست
دادم که بعدا داستان کاملش رو یکم که وقتم آزاد شد حتما واستون میزارم که بخونید و
شما هم مثل خیلیا که میدونم کیا هستند به من بخندید.
الان به کمک پدر و مادرم و دکترم دوباره دارم به شرایط خوبی میرسم
و کارم هم تقریبا با اون تیم لیگ برتری تمام شده و مشکلات حل شده سال دیگه خیلی چیزا
رو ثابت میکنم البته اگه دوباره بد شانسی نیارم
خیلی دلم واسه خودم میسوزه و اینارو نگفتم که کسی بگه آخی جوون بدبخت!!!!!!!
بچه ها دوباره میرم اون شهر به زودی اما نه به خاطر دیدنه کسی به خاطر
ثابت کردن خیلی چیزا میخوام برم به زودی.
خیلی منتظر یه روزم واسه جبرانم اما نه به شیوه دروغ و خیانت به شیوه خودم
از تمام کسانی که که این متن رو خوندند و بد شانسیای منو تحمل کردن
از خانم دکتر مهدوی و همسر خوبش و دوست بهتر من مهدی که تو مصدومیتم خیلی خیلی برام زحمت کشید
بچه های خیلی زود همدیگرو میبینیم و ببخشید که طولانی شد. بچه ها راستی من از هیچ شخص
خاصی ناراحت نیستم از خودم ناراحتم که راه خیانت کردن و دروغ گفتنو بلد نیستم
همه ضربه هائی که بعضی از ما میخوریم رو صداقتمونه کاشکی نداشتیم
و اما یه تشکر ویژه از کسانی که با دروغ ها و خیانتشون خیلی به خوب شدنم کمک کردن و
تقریبا 2 هفته منو عقب انداختن.راستی سال نو به همه عشقای جدید مبارک
عزیزم خیلی وقته دردی مونده روی دلم
میخوام راز عشقمو واسه همه بگم و برم
یادم میاد روزائی که بهم قول دادی زیاد
ولی زدی زیر قولت گفتی برو منم میام
باشه!درو ببند برو بیرون بزار تنها باشم
توی تلاطم بغض ثانیه ها رها باشم
دستات مال من بود ولی قلبت بود از من جدا
چه شبهائی به خاطرت نشستم وای خدا
میخوای بری به درک پس از یادمم برو
یادت میاد رفتی گریه کردم گفتم نرو؟
حالا من میرمو تو هم تنها باش با دل خودت
ببین چیکار کردی؟تو رو برد از یاد خودش
تمام فکرم توی چشمای تو بود
کاشکی الان دستات توی دستای من بود
تمام مردم این شهر به من آواره میگن
تو این سکوت سرد و سخت مرگو به همراه دارم

همیشه نفرین من به راهته به دل سیاهه تو نگاهته
تا ابد فقط میگم خدا خدا کی میشه از دل تو دلم جدا
میدونم همش دروغه عشق تو
میدونم چقدر شلوغه دل تو
الهی من خونه خرابت ببینم تا ابد توی عذابت ببینم
دیگه از نبودنت نمیسوزم
دیگه حتی چشم به در نمیدوزم
برو اشک نریخت با این یاد دلم دیگه نمیخوامت باهات نمیمونم
دیگه حتی نمیخوام اسمتو فریاد بزنم
مثه عاشق تو کتابا اسمتو داد بزنم
بترس از اون روز که با من چشم تو چشم بشی
من تو فکر تو بودم
تو بودی تو فکر کی
؟
خیلی ساده از من گذشتی من ساده تر میگذرم
مثه قبل از نبودنت تو خودم نمیشکنم
میشنوم صدائی که هیچ وقت تو نشنیدی
صدائی که میگفت تو از جدائی میترسیدی
آره میترسیدم ولی حالا میگم بی خیال
حرفات تکراری شده یه حرفه جدید بیار

کاش میشد ببینمت بهت بگم :
دیگه از دیدنه تو سیر دلم
کاش میشد دیگه چشمام نبیننت از درخت غم دیگه تو رو نچیننت
کاش میشد چشماتو گریون میدیدم
تو تنهائیا دل تو رو خون میدیدم
کاش میشد ابر چشام بارون کنه سیل غمه دلم آبادیتو داغون کنه
وعده دیدار توی خوابو بیدار (دروغ)
صدای گیتار چاشنی کار
تو دلم پر از التهاب دستام میلرزه چشام داره خواب(دروغ)
فکر که میکنم شبا رو یادم میاد که واسه دیدنت میموندم چشم به رات
برق نگات هستش به یاد عطر تنت میاد اون صدات(دروغ)
از دیدن یادگاریت دلم میگیره
اگه تو نیای این دل بی تو میمیره(دروغ).
هنوز صدای خندت تو گوشمه
اون حرفا که میزدی بی بهونه این دلمه که واست میخونه
از اون کارائی که کرده پشیمونه
بیا بیا عزیزم برگرد خونه این زندگیمه که بی تو یه زندونه(دروغ)
دله من تنگه برات بیا هنوز هستم عاشق اون نگات(دروغ)
ضربانه قلبت میخوام بشم فدات(دروغ)
میخوام بشم فدات(دروغ)
خب دیگه اینم رسمشه نمیخوام عشقم ازم خسته شه (دروغ)
حالا وقتشه قبل از این که شب بشه (دروغ)
دست دستم توی دستشه (دروغ)
بهش میگم حرفام یه خواهشه امیدوارم دوست داشتنت کم نشه(دروغ)
دیگه دارم میمیرم بیا پیشم عزیزم (دروغ)
از تنها بودن تو دنیا من که خیری ندیدم(دروغ)
یه روزی گفتی میرم پشته سرمو نمیبینم
گفتی موندن محاله با تو بودن خیاله
تو که تنهام گذاشتی روقلبم پا گذاشتی
اما پشت سرت پلی رو بره برگشت نذاشتی

دوباره میگم از دل تنگم توی بازیه عاشقی گوش به زنگم
که یه وقت از دست نره گل نازو قشنگم
آخه بسه دیگه 2رنگی تو که میخوای بجنگی
حیفه عکسای رنگی خوبه واسه قشنگی
یادت نره اون همه خاطره
ببین چه راحت از دستت دادم خوشکله
عقب افتادم از این قافله
بینمون ایجاد شده کلی فاصله
داره کمرنگ میشه این رابطه
نه دیگه از دست رفته با این حادثه
یه هر در زدم شاید که برگردی ولی جوابت این بود:
فراموشم کن اگه مردی
باشه باشه منم میکشم عقب
تشکر نکردی بابت زحماتم به من که میرسیدی میگرفتی ماتم
مگه چی واست کم گذاشتم چه عجیب که فکر میکردی دوست نداشتم
![]()
حالا که همه چی تموم شده فهمیدم که وقتم با تو حروم شده
بهم ثابت شده که عشق این زمونه مفت شده
پس منم یادتو میکنم مچاله
میندازمش تو سطل زباله
دارم میکنم فکر چاره که حالتو بگیرم
بکنمت آواره
دیگه عشق نداره واسم معنا بهت پشت میکنم بدون تمنا
نمیکنم بهت اعتنا
منم میرم دنباله عشقم
